تا حالا شده فیلمی ببینید و نتوانید داستانش را تعریف کنید؟ اسليپ استريم به کارگردانی آنتونی هاپکینز یکی از آن فیلمها است. حتا نمیتوان دربارهاش نوشت. فقط تصویر است. تصاویری به شدت بیمارگونه که باید ذهنی فراتر از ذهن یک آدم معمولی داشته باشید تا بتوانید از این سلولویید مریض چیزی دستگیرتان شود. اسلیپ استیرم فیلم داغانی است. مالیخولیا از سر و کول فیلم بالا میرود.
این فیلم (Slipstream) آنقدر مریض است که به راحتی میتوانم بگویم آنرا آنتونی هاپکینز نساخته است بلکه کارگردان این فیلم دکتر هانیبال لکتر است. فیلم را ببینید متوجه خواهید شد. آنتونی هاپکینز به غیر بازی در نقش اول عهدهدار چند سِمت دیگر در این فیلم بوده است که میتوان به اینها اشاره کرد: کارگردانی، نویسنده فیلمنامه، تنظیم کننده موسیقی و ادیت تدوین.
اسلیپ استریم نوآر گروتسک است. یک هشت و نیم انگلیسی آمریکایی که در آن سرنوشت، رویا، واقعیت و حقیقت چنان در هم آمیخته میشود که مرز بندی بین آنها ناممکن است. اما آن چه مهم است نحوه کشف تمامی اینهاست. در فیلم سیگنالهایی ساطعه میشود که به شدت گمراهکننده است.
در اسليپ استريم مثل سینمای دیوید لینچ باید مواظب باشید تا واقعییت را به جای حقیقت اشتباه نگیرید. هاپکينز با استفاده از ايدههای ادبیات اسلیپ استریم و آموزههای بودیسم (کارما) به نوع تازهای از روایت تو در تو و سیال ذهنی دست پيدا میکند که دنبال کردن آن برای تماشاگری که از ادبیات اسلیپ استریم زاده دوران New Age و کارما شناخت چندانی ندارد، سخت است.
کسانی که از اسلیپ استریم خوششان آمده باید مگنولیای پل تامس اندرسون را ببینند که زندگی را زنجیرهای از تصادفهای صرف میداند، اما در يک کلمه باید گفت: توضیح فیلم چندان ساده نیست! هر کس میتواند تعابیر متفاوتی از فیلم داشته باشد. میشود آن را به عنوان هجویهای از دنیای فیلمسازی دید. یا یک فیلمی به شدت فلسفی و... اما آنچه مسلم است لحن شوخ و گاه تلخ هاپکینز در کنار موسیقی بسیار زیبایی که برای فیلم تصنیف کرده، نشان از تولد یک فيلمساز دارد.
اسليپ استريم فیلمی است كه از تراوشات ذهنی هاپكینز به صورت خالص برآمده، وی در افتتاحيه چند جشنواره بین المللی همچون برلین و لوکارنو گفته كه بدجوری سرساخت این فیلم شوخیاش گرفته بوده و قصد ارائه یک مزاح تصویری با چند کارگردان و سینمای آنها را مد نظر داشته است.
با دیدن اسلپ استریم به راحتی میتوان فهمید این کارگردانها چه کسانی هستند، کوئنتین تارانتینو و دیوید لینچ. دو جادوگر سینمای جهان که سینمایشان به شدت ضد قصه است. کارگردان اسلیپ استریم هم به شدت شباهتهایی انکار ناپذیری با شخصیت آدمخوار فیلم سکوت برهها دارد.
كاراكتری كه هیچ وقت از ذهن کسی که حتا برای یکبار هم هانیبال را درون آن انفرادی مرموز بیمارستان ایالتی بالتیمور دیده باشد پاک نخواهد شد. دکتر لکتر در سکوت برهها همه را در بنبست قرار میداد. از جک کرافورد، جیم گامب، دکتر فردریک شیلتون، کاترین و سناتور روت مارتین گرفته تا کلاریس استارلینگ. پیرمرد اینبار هم تماشاگرش را در مسلخ و یک بنبست بدون فرار قرار داده است.
