بوی اسپند که دودش توی سر و صورت آدم میزند میگوید که محرم از راه رسیده است. لباسهای مشکی، کتیبهها، کتلها، علامتها، طبلها، دهلها، زنجیرها، پرچمهای کوچک بچهها که بر رویش نوشتهاند یا حسین، چشمهای گریان، صداهای گرفته شده، صورتهای تیغ نخورده همه و همه به تو میگویند که محرم از راه رسیده است.
حتی اگر محرم در زمستان در سرمای منهای صفر باشد. محرم برای ما محرم است. حتی اگر بعضیها بگویند این چه رَسمی است که هر سال امامحسین را میکشند و برایش عزاداری میکنند. محرم از راه رسیده است. محرم برای ما محرم است حتی اگر در طی سال این دیالوگ رزو واقعه در زبانم باشد که میگوید: "مسیح را مسیحیان نکشتند چگونه است که مسلمانان امام خویش را میکشند؟"
حسین را آنانی کشتند که قرآن بر سر نیزه را به علی ترجیح دادند و هیچ ندانستند آن قرآن مرکب و کاغذ بود و قرآن واقعی با خون خدا در صحرای کربلا نوشته شد.





