دلتنگیهای آدمی را باد ترانهای میخواند، رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد و هر دانهی برفی به اشکی نریخته میماند. دیگر بغض کردن در کافه تیتر خاطره است. دوسال از آغاز کافه تیتر گذشت. وسط این شهر شلوغ و دود گرفته وقتی از تئاتر شهر چند قدمی دور میشدی در خیابان برادران مظفرجنوبی دور از هیاهوی خیابان ولیعصر به کافهای میرسیدی به نام تیتر.

عکس از: نیما افشارنادری
کافه تیتر ۱۲ اسفند ۱۳۸۴ توسط زوج روزنامهنگاری به نام بیتا صالحی و بهنام قلیپور بنیان گذاشته شد. و چقدر زود کافه تیتر به خاطرهی جمعی نسل ما تبدیل شد و نه دیگر از تاک نشان مانده و نه از تاکنشان.
گذشت و ما هم گذشتیم. دیگر نشستن در محضر اساتید گرانقدری همچون آیدین آغداشلو، دكتر يونس شكرخواه، عمران صلاحی، دكتر شهلا حائری، علی دهباشی، فرهاد آييش، نادر مشايخی، احسان نراقی، محمد آقازاده، دكتر احمد توكلی، فريدون صديقی، امير حسين چهلتن، سيد علي صالحی، حسين قندی، عبدالرحيم جعفری، اسدا.. امرايی، ليلی فرهادپور، علیاكبر قاضیزاده، دكتر حسن نمكدوست، دكتر احمد ميرعابدينی و... در کافه تیتر خاطره است برادر جان.
کافه تیتر خاطره شد. دیدن محسن نامجو و شنیدن قطعه سنگ صبور محسن چاوشی در کافه تیتر خاطره است. دیدن غولها در کافه تیتر خاطره است. دیگر بغض کردن در کافه تیتر هم خاطره است. کافه تیتر را دوست دارم چون از جنس تنهایی و خلوت ما بود. بوی قهوه تلخ، صندلی لهستانی، پاکت سیگار و سنگ صبور محسن چاوشی برای مرهم بغض قدیمی نشکستهی ما کافی بود.
لینک:
:: بهزاد بلور از لندن حسرت کافه تیتر را میخورد [+]
:: کارنامه فرهنگی یک ساله کافه تیتر [+]
:: کافه تیتر پایتخت شادی است [+]
:: روزنامهنگاران تیتر میخوردند [+]





