تبليغاتX
گردباد - گالیله هم در دادگاهی عادلانه اعتراف کرد که زمین صاف است

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

عمار ياسر صحابی جليل ‌القدر پيامبر خدا و پرچمدار اميرالمومنين علی عليه‌السلام به پيامبر (ص) عرضه داشت: ابوجهل ریيس مشركان از من دست برنداشت تا مجبور شدم بر اثر فشار شكنجه از بتان به نيكی ياد كنم و از تو پيامبر خدا (ص) به بدی نام ببرم. پيامبر (ص) فرمود: دلت در چه حالی است؟ عمار گفت: دلم پر از ايمان و اطمينان است. پيامبر (ص) فرمود: اگر دوباره تو را به اين كار دعوت كردند، همان كار را انجام بده. سپس آیه‌ای در وصف عمار نازل شد: اگر كسی به خدا ايمان آورده از روی اجبار كفر ورزد ولی دلش به ايمان مطمئن باشد، جای نگرانی نيست.  

حکم شرعی آیت الله العظمی صانعی: "اعترافات زندانیان بدلیل شرایط خاص آنها از نظر شرعی و قانونی هيچ ارزشی ندارد." پخش اعترافات دروغین پاشیدن نمک به روی زخم است، این کار زخم کودتای انتخاباتی را تاز‌ه‌ی تازه نگه می‌دارد. این نوع کارها موجب بی اعتبار کردن نظام می‌شود. دادگاه فرمایشی مغاير با موازين قانون اساسی، قوانین عادی و حقوق شهروندی است. تکیه بر اعترافات ادعایی كه در شرایط خاص بیان شده است، هيچ گونه اعتباری ندارد.

متهمی که خودش زندانی است، وکیلش هم زندانی است، رفیقش هم زندانی است، رییس سابقش هم زندانی است، معاون سابقش هم زندانی است، شاهدش هم زندانی است، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف می‌کند.آیا می‌شود با چنین حربه‌ای معترضان را که امروز علاوه بر تمام اتهامات مطروحه، متهم به دسیسه برای انقلاب مخملی نیز شده‌اند را قانع کرد؟

یک واقعیت انکار ناپذیر در این خصوص وجود دارد و آن اینست که مخاطب غالب این گونه جلسات بخش شده از سیما، افراد تحصیل کرده و از لحاظ فاکتورهای اقتصادی نیز متوسط به بالای جامعه هستند که معمولن نخبگان جامعه را نیز در بر می‌گیرند، آیا واقعن این قشر که جمعیتی بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصدی کشور را در بر می‌گیرد می‌تواند با چنین نشست‌هایی اقناع شده و آرام گیرند؟

آیا این نوع اعمال که متاسفانه محدود به اشخاص حاضر در جلسه نیز نشده و طیف وسیع‌تر ی از دست‌اندرکاران و  سیاست‌گذاران ۳۰ سال گذشته نظام را نیز متاثر کرده و می‌کند، باعث حرکت کشور به سمت فراموشی مسائل روی داده در انتخابات می شود؟ ابطحی در بخشی از اعترافات خود می‌گويد: من"دیروز" همین جا خدمت برادران عرض کردم...! این حمله حاکی از آن است كه این نمايش بارها و بارها در همین بیدادگاه برای تمرین اجرا شده است.

همین چند روز پیش بود که رسانه ملی به صورت بسیار وسیع در حال انعکاس خبر دستگیری تعداد قابل توجهی از متهمان به فساد مالی در ... بود که عنوان می‌کرد پس از ۳ سال بررسی و جمع کردن اسناد ومدارک تازه پلیس به صورت رسمی و با حضور وکیل و... اقدام به جلب آنان نموده و... آیا در ظرف دو ماه حبس و مخلفات تمام اسناد لازم بدست آمد و البته اگر به دست هم نیامده باشد، آنقدر متهمان متنبه و پشیمان شده‌اند که خود با صراحت و شجاعت به اعمال بدشان اعتراف می‌کنند؟

یاد سخن آقای هاشمی افتادم که می‌گفت: بارها از زبان رهبری شنیده‌ام كه فرمودند: اينها كه به آسانی مردم را به زندان می‌برند اگر مثل من و تو طعم زندان را چشيده بودند چنين نمی‌كردند. اعتراف‌گیری‌های پیشین نشان داده است که آن چه در این اعتراف‌گیری‌ها اخذ می‌شود ، بعدن تکذیب می‌شود . این شو رسوایی است که بارها و بارها دروغ بودنش آشکار شده است و دروغ بودن این شو هم بعدها آشکار خواهد شد.

مطابق آیینامه دادرسی کیفری اعتراف گیری با شکنجه وجاهت قانونی ندارد و محروم شدن بازداشت شدگان از تمام حقوق قانونی شان که در همین آیین نامه و دیگر قوانین آمده است، مصداق بارز شکنجه است. اگر حتا باور کنیم که صورت آقای ابطحی خود به خود و در اثر عبادات و راز نیاز با خدا برای رسیدن به این جمع بندی این شکلی شده است و وزن وی به خاطر همین راز و نیازها کم شده است، در صورتی که طبیعی است که در زندان اگر شکنجه‌ای در کار نباشد، به خاطر بی‌تحرکی و کم تحرکی آدم‌ها چاق‌تر شوند.

اعتراف همه شبیه به هم است و شبیه به نوشته‌های برادر حسین و برادر حسن. به قول یکی اعترافات ابطحی چکیده نوشته‌های کیهان است که مصداق بارز بافتن آسمان به ریسمان است. اگر این اعتراف‌ها بدون فشار و شکنجه اخذ شده است، چرا خبرنگاران رسانه های خارجی و ایرانی مستقل به دادگاه راه ندادید تا بهانه از دستشان گرفته شود؟

ناگهانی بودن دادگاه دلیل دیگری است بر اخذ اعتراف زیر شکنجه. 45 روز بی اطلاعی این دوستان مظلوم سو استفاده کرده و برای آنان فضایی ترسیم کرده‌اند که خیال کنند همه چیز به آخر رسیده است. اگر دادگاه با اطلاع قبلی بود، ممکن بود حضور خانواده‌ها و مردم مقابل دادگاه و فریاد الله اکبر آنان این مظلومان را با اوضاع بیرون آشنا می‌کرد.

عدم حضور هیچج فردی خارج از کادرهای همکار کودتا و کودتاگران در دادگاه. دقت کنید دادگاه را شکنجه‌گران پر کرده‌اند و خبرنگاران رسانه‌های کودتا. هیچ فردی حتا از اصولگرایان با وجدان در دادگاه حضور ندارند. البته ممکن است برخی از آدم‌هایی با غیرتی در دادگاه باشند که در روزهای آینده از دادگاه بگویند و بگویند چه اتفاقی واقعن در آن رخ داده است.

ناگهانی برگزار شدن آن به همین خاطر بوده است که کسی غیر از کودتاگران در آن حضور نداشته باشد. مثلن چرا همین یکی دو هیاتی که در قوه قضاییه و مجلس تشکیل شده بود و همه‌اش از خودشان بود، نیز در این دادگاه نبودند. پاسخ روشن است چون آنان نسبت به این کودتاگران از اندکی وجدان برخوردارند.

با همه اینها سناریوی نوشته شده ضعیف و پر از اشکالات منطقی است، و هیچ روح آزادی نمی‌تواند این سریال اعترافات را باور کند. اما چون کسانی که این چیزها را نوشته‌اند از حداقل‌های لازم برای درک منطق برخوردار نیستند، خواسته‌اند جاهای خالی سناریوی رسوای خود را با اعترافات دستگیرشدگان دیگر پر کنند، اما نتوانسته‌اند اینها را به هم ربط دهند.

یکی دیگر از دلایل مهم این است که کودتاگران می‌خواستند که در آستانه مراسم غیرقانونی تحلیف و تنفیذ دزد آرای مردم، بر عدم انجام تقلب در انتخابات تاکید کنند و ابطحی و عطریان‌فر را واداشتند که بارها و بارها تاکید کنند که تقلب نشده است و جالب این است که استدلال‌هایشان هم شبیه کودتاگران بود. در این مثلن محاکمه و مثلا مصاحبه حتا آنها را وادار کرده بودند که از قول مبارزان شجاعی چون بهزاد نبوی که علیرغم شکنجه‌های طاقت فرسا تن به اعتراف نداده بودند، بگویند که تقلب نشده است.

چریک پیر به این نقطه رسیده باشد که تقلب نشده است چرا خودش نمی‌گوید؟ بعد هم گیریم که همه اینها تحت شکنجه‌های شما قبول کردند که تقلب نشده است، مردم را چه جوری قانع می‌کنید با باتوم، شکنجه، تجاوز؟ مگر تی ۶۶، ۲۰۹ و... به اندازه تمام ملت ایران سلسول انفرادی، اطاق تمشیت دارد؟ چند نفر را می‌توانید ببرید ؟

همین که از این همه بازداشتی نتوانسته‌اند بیش تر از دو نفر را (البته با شکنجه‌های طاقت فرسا ) به تسلیم وادارند ، خود بزرگ‌ترین نشانه اعتراف‌گیری به زور شکنجه است و با قرص‌های روان گردان که ابطحی به همسرش گفته بود او را از قیل و قال دنیا نجات می‌دهد.

متن سخنان ابطحی و عطریان فر و به خصوص عطریان فر خود بزرگ ترین دلیل بر دروغ بودن این سخنان است . من به این نکات ظریفی که این دو با ظرافت در سخنان خود بیان کرده‌اند اشاره نمی‌کنم تا در پخش‌های بعدی تلویزیون از این رسانه رسوا حذف نشود تا مردم هم دم خروس را ببینند . دم خروس را این دو بزرگوار آشکار کرده‌اند ، هم از شکنجه گفته‌اند و هم از فرایند رسیدن به اعتراف کردن. اندکی دقت می‌خواهد . ابراهیم نبوی هم چنین تجربه‌ای داشت و درباره‌اش خوب است که بنویسد.

این روزها این جمله میر ما آرامم می‌کند و اشک شوق در چشمانم می‌نشاند: برادران ما غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.

| لينک ثابت |  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:26    |