وقتی درباره خانه هنرمندان سابق، هنربندان فعلی حرف میزنیم با گالری و گالریدار خصوصی طرف نیستیم. خانه هنرمندان زیر نظر مستقیم شهرداری تهران است و جزو اماکن عمومی محسوب میشود و باید به شکل عادلانه فضایش را در اختیار همه صاحبان آثار هنری قرار دهد، نه فقط افراد مشهور. خانم هدی تهرانی برای برپایی نمایشگاه عکسشان چند روز توی صف بودند؟ اصلن بودهاند؟ یا فقط به پشتیبانی، برند، نامشان و حمایت خاصه آقای رحیم مشایی توانستهاند خانه هنربندان را قرق کنند؟
گرانترین تابلوی نمایشگاه عکس هدیه تهرانی را اسفندیار رحیم مشایی، مغز متفکر مصباحیه، دولت نهم، دهم و یار غار محمود احمدینژاد، به قیمت سه میلیون و هفتصد هزار تومان خریداری کرده است. البته خانم تهرانی قبل از آن شخصن در کنفرانس خبریای که درباره نمایشگاهش بر پا کردند، گفتند که از سازمان میراث فرهنگی که تا میانه تابستان مشایی ریاست آن را داشت، 80 میلیون تومان وام گرفته تا بتواند این نمایشگاه را برگزار کند. به قول شما: نوش جانش.
اینکه عکسهایش است خوب است یا نه؟ این حرفها چه ربطی به شخص هدیه تهرانی دارد یا نه؟ اینکه عکاسی بلد است یا نه؟ مورد بحث ما نیست. آخر ما قبل از اول داریم راجع به این حرف میزنیم که آیا هدیه تهرانی اگر هدیه مادی و معنوی رحیم مشایی نبود باز هم میتوانست نمایشگاهش برپا کند یا نه؟ نمیشود که هم رفیق دزد بود و هم شریک قافله.
به قول موسی هاشمزاده: "از نظر من درج نوشته "عكاسی ممنوع" بر سردر ورودی هر سالن نشان از فاصله شما با جامعه و ذات عكاسی است و دلایلی مسخرهتر از آن در علت درج این نوشته كه نشان فاصله شما با نمایشگاههای روز دنیاست. خانم تهرانی یک شبه ره صد ساله رفتن خطاست. خانم ترهنی اگر شما هديه تهرانی نبوديد (آنگونه که مظلومانه در نشست مطبوعاتی آرزو کردید) آنوقت اصلن نشستی اتفاق نمیافتاد. مشكل در ارائه آثار عكاسی توسط شما نیست همچنانیکه در اول اشاره كردم، مشكل در آن ادعایی است که میگویید ندارید، مشكل در رفتار است."
یعنی هر کسی به صرف داشتن دوربین دیجیتالی میتواند نمایشگاهی با این عظمت در خانه هنربندان برپا کند؟ آیا هر کسی اراده کند میتواند تمامی فضاهای این مکان فرهنگی و هنری را در اختیار بگیرد؟ آیا خانه هنربندان به هر کسی بالا و پایینش را اجاره میدهد؟ این درد و سخن رفقای عکاسم است که خودم با چشمهایم میبینم و میشنوم که این روزها در شهر کودتازده برای برپایی یک نمایشگاه عکس خیلی ساده با ۱۰ تا عکس به روی دیوارهایش در مضیقه هستند. از سرپا و برپا کردنش عاجز ماندهاند.
بعد، بد یهو خانم هدیه تهرانی هوس کردهاند عکس بفروشند، برای همین دوربین دست گرفتهاند و راه افتادند، تفریح کردهاند و آخر هم آمدهاند با سلام و صلوات رحیم مشایی خانه هنربندان را برایشان آب و جارو کردهاند، کلن در اختیار گرفتهاند، خانم هدیه تهرانی خیمه شببازی بهراه انداختهاید آنهم برای جماعتی که قلبهایشان هنوز سبز است، چشمهایشان هنوز سرخ است، پیراهنهایشان هنوزی بوی اشکآور تیم آقای رحیممشایی را میدهد.
با یک جمع و ضرب ساده هم میتوان فهمید اگر حتا نصف عکسها هم فروش رود، با این قیمت بالایی که سیفالله صمدیان یارغار عباس کیارستمی برای عکسها تعیین کرده است، بالای نیم میلیارد تومان به حساب شخصی خانم هدیه تهرانی واریز میشود. خدا بدهد برکت، اگر جمیع جمعات جامعه عکاسی هم بسیج شوند، نمایشگاه بگذارند همه عکسهایشان فروش رود، باز نمیتواند نصف نصف این پول هم در بیاورند تا به زخم زندگیشان بزنند.
هدیه تهرانی اگر سینما را کنار بگذارد بهتر میتواند پول در بیاورد. واقعن چند سال باید فیلمنامه بخواند، حس بگیرد، دیالوگ حفظ کند، مسافرت کند تا بتواند این مقدار را به خاطر دستمزد بازی در چند فیلم سینمایی کسب کند؟ به قول آن تبلیغ تلویزیونی: امســـــــــــــــــال باید حواسمان را جمع کنیم.
زیرنویس:
:: خانم هدیه تهرانی بخوانید! موسا هاشمزاده
:: بیقه حرفها همهش جفنگ است حمیدرضا نصیری
:: گربهی مسکین اگر پر داشتی بهمن جلالی
:: باز هم همان قصهی تکراری اسماعیل عباسی
:: لحاف دوز ملحفه منصوره عباسی
:: نمایشگاهی فراتر از یک رخداد هنری محمد آقازاده
:: ماجرا مثل همیشه به حاشیه رفت محمدرضا شاهرخینژاد







